تبلیغات
ماه دوازدهم - تنهایی

ماه دوازدهم

تنهایی

چند تکه از تو
پریشان افتاد
ته فنجانی که فالم را می گرفت…
می گفت آرام نیستی
و فردا هیچ نامه ای نخواهد آمد…

من مرده ام … 
به نسیم خاطره ای ، گاهی تکانی می خورم … 
همین!






رهایم کنید
میخواهم خودم باشم ، خودِ خودم
خسته شدم بس که رقاصه شما بودم می خواهم عریان شوم
عریان عریان
از تمام وابستگی ها و اما و اگرها
می خواهم جامه خود را از تن بر کنم
سبک شوم مثل قاصدک رهایم کنید
می خواهم چرخ بزنم ، درآسمان صبح ، سوار بر نسیم
سبک چون قاصدک ، می خواهم عریان شوم از تو
از همه کابوس ها
رهایم کنید
...


برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید



[ سه شنبه 14 آبان 1392 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ نفس 1012 ] [ نظرات() ]